مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
940
طب اكبرى ( فارسى )
درم ، جمله [ را كه ] هشت چيز است كوفته و بيخته به عسل آميزند . شربتى يك درم به طبيخ افسنتين يا به آب گرم . نوع هفتم : آنكه زن لاغر شود به افراط به حدى كه از غذاى اعضا فضله [ يى ] نماند تا خون طمثى تولد كند جهت تغذيهء جنين . علاج : جهت تسمين و فربهى ، اغذيه و ادويهء مسمّنه خورند و دعت و سكون ورزند . و تدبير تسمين در آخر كتاب خواهد آمد . نوع هشتم : آنكه خون حيض كه غذاى جنين است به سببى از اسباب بند شود . و علامت او احتباس حيض است . علاج : هرچه مدرّ طمث است و در احتباس او گفته آيد استعمال نمايند . نوع نهم : آنكه عارض شود در رحم ورم گرم يا بواسير يا صلابت يا قروح رديّه و بدان سبب حمل صورت نبندد . « و لا يخفى ان الحبل لا يكون الا مع صحة الرحم و سلامة افعاله » . علامت و علاج هريك ازين امراض مسبّبه به فصول آن جويند . نوع دهم : آنكه باد غليظ در رحم متولّد شود و مانع تمكن نطفه و استقرار جنين گردد . و علامت او آن است كه تنه يعنى ما بين ناف و فرج دايم منتفخ بود و چيزهاى بادانگيز ايذا دهد و اگر حمل شود ، پيش از آنكه بزرگ گردد ساقط شود [ و ] هنگام مجامعت ، آواز باد از فرج بيرون آيد چنانچه از مقعد بيرون مىآيد . علاج : ماء الاصول به روغن بيد انجير بنوشند و جميع آنچه نفخ را دفع كند مثل گلاب و عرق باديان و گلقند و جز آنكه در تدبير رحم بارد گفته شد از وضع محاجم نارى و اكل معجونهاى گرم و استعمال حقنهها و فرزجات و مروخات و اطليه و اغذيه و ادويه منقّيه رياح به كار برند و از چيزهاى بادانگيز پرهيزند . فايده : ماء الاصول و روغن بيد انجير وقتى بايد داد كه حمل نبود امّا پس از ظهور حمل احتراز از آن لازم است تا معاون بر اسقاط نشود ؛ لانها من منقّيات الرحم . صفت جوارشى كه باد را دفع نمايد : زرنباد ، درونج ، جوزبوا ، هيل ، قاقله ، قرنفل ، جوانى ، تخم كرفس و زنجبيل ، از هريك دو درم ؛ زيرهء مدبّر به سركه ، پنج درم ؛ جندبيدستر ، نيم درم ، كوفته و بيخته [ و ] با دو چندان عسل بسرشند شربتى يك مثقال به آب نيم گرم .